نامش را از بس ترس و دلهره توجه نکردم!
امروز هم که جلو دکه روزنامه فروشی میدان مطهری به تیتر های روزنامه نگاه می کردم، یک تیتر فرعی ای یکی از روزنامه ها توجه مرا جلب کرد و به دقت خواندم و کیش روی روزنامه را کنار کشیدم که این سخن که است که گفته : "غربی ها غلط می کند که به فکر ایران است" دیدم، این هم یکی از آن حرفای بی بنیاد احمدی نژاد است. به صورت کاملاً ناآگانه گفتم : باز هم که تهدید!!... که یک جوان ریشداری کنار می بود گفت : " این همان حرف امام است" گفتم : امام نامه به گورباچوف هم فرستاده بود؛ تا این نکته را گفتم، او کوتا آمد و من اضافه کردم که همین حرفای بی حساب و کتاب است که دولت افغانستان 25تن کتاب را به آب میاندازد ... ولی نام روزنامه را از بس دلهره و ترس توجه نکردم! شاید بگویید : این کار سردمداران دولت کرزی چه ربطی به این حرف احمدی نژاد دارد ؟
سوال شما به جاست. ولی من ترسیده بودم که سرنوشت من به آن طلبه مدرسه حجتیه ختم نشود! همین طور چیزهای می گفتم و خوب به گفته هام اشراف نداشتم! اما اگر راستش را بخواهید بعداً یعنی امشب که دارم این مطلب را می نوسم و از خطر کاملاً رهیده ام، می بینم خوب ربط داشته است.
آری ! باز هم سوال شما به جا است !!
آخر مین یک افغانیم! همین روزها هم راهی افغانستانم! من که مثل بقیه هم وطنان زحمت کشم که اهل کار زحمت که نبودم، تا پولهایم را پتو (کمپل) و قالی ... بی خرم و افغانستان بفرستم؛ از این طرف آن طرف، از اساتید و دوستان، با چندرغاز پولی که داشتم، چند جلد کتاب تهیه کرده ام که بفرستم افغانستان. به یک باربری مراجعه کردم و گفتم : چند بسته کتاب دارم ... تا او اسم کتاب را شنید، جریان به آب انداختن 25تن کتاب به دریایی هلمند را مطرح کرد؛ بعد از کلی سروکله زدن یک قیمت برایم گفت که کله بی مویم سوت کشید!.
با خودم گفتم : کمی به خودم زحمت می دهم، خودم می برم افغانستان. وقت این ایده را به یکی از دوستانم گفتم. گفت : کاری خیلی خطرناکی می کنی!!
- کجایی کارم خطرناک است؟
- مگه نشنیده ای که برای تاجران زحمت کش که بیشتر پول شان هم قرضی بود، به افغانستان کتاب وارد می کرد، به اصطلاح علماء و مفتیان بی سواد دگماتسم متحجر قرن حجری ای ولایت نمروز، چه فتوایی مفت علیه تاجران وارد کننده کتاب به افغانستان صادر کردند؟ فتوا به اعدام آنها دادند !!!
- خوب چه کار کنم ؟
- مجبوری به یکی از باربری های که از مسیر ترکمنستان بار می برند بدهی، تا هم کتابهایت سالم برسد و هم خودت از شر طالبان یا در واقع همین دولت به ظاهر دموکراتیک در واقع طالبانسم کراواتی نجات پیدا کرده ای.
آری ! درست است که حرفای احمدی نژاد در ایران نادرست است، ولی وضع مخالفین احمدی نژاد از تویی شیعه -که جرمت شیعه و هزاره بودن است- دانش آموخته که بدتر نیست. تو، نه تنها کتاب با خودت نمیتوانی ببری که حتی نمی توانی خودت را دانشجو بگویی !! یعنی باید هویت صنفیت را کنار بگذاری و به صورت کاملاً احمق های بی سواد ... بروی به وطنت تا خانه و خانواده را به عزای ننشانی!.