بننده محترم! با پوزش از تأخیر در پیامها ! چون تلفنم قطع می باشد، هزینه کافی نیت ها را ندارم، زیرا در تحریم اقتصادی به سر می برم!.
دعا کنید که احمدی نژاد رای ... !
یاران واقعی امام (ره) مظلوم اند
امروز 14/3/88 رفته بودم مراسم ارتحال امام. بعد از ختم مراسم، اطراف نرده های وردی حرم، برون از جایگاه، دنبال ماشین کاروانم بودم . ساعت 40/12 و منتظر بودم، که به ناگاه سرو صدای حمایت از احمدی نژاد بلند شد ! نگاه کردم یک روحانی باوقار با چند نفری در اطرافش راهی حرم امام است؛ ولی یک تعداد به اصطلاح بسیجی رقم های به دنبالش راه افتاده هی شعار می دهند که « احمدی نژاد حمایتت می کنیم ...» کمی که دقت کردم، دیدم این روحانی آقای کروبی است ! من هم دیویدم به سمت ایشان و چند روحانی پاکستانی و هندی که آنجا بودند هم آمدند به سمت آقای کروبی ولی آن تعداد بی ادب همینطور به شعار های شان مبنی بر حمایت از احمدی نژاد ادامه میدادند و لحظه به لحظه شعار ها بی ادبانه تر می شد ! تا آنجا که صریحاً بیدیل شد به توهین که قلم از نوشتن آن شرم دارد! یک خبر نگار هم آنجا پیداشد و فلم برمیداشت و تریبونش را به سمت آقای کروبی می برد ... اتفاقاً یک زنه محجب هم یک کاغذ را بدست گرفته حمایت از احمدی نژاد می کرد و پله کارتی را هم دست دختر چهار پنج ساله اش که چادر هم داشت داده بود، او را هم وادار به به شعار حمایت از احمدی نژاد می کرد؛ ولی شعار مردان خیلی نامردانه و وقحانه بود که یک زن به صد تا مردان این چنینی شرف دارد! به این نامردان که به صورت مظلومانه آقای کروبی مورد اهانت قرار میدادند و به بهانه های مختلف سعی می کرده ایشان را در افتاب داغ نگهدارند ...
آخر کروبی کیست ؟ یک عالم و روحانی در سطح اجتهاد؛ از یاران قدیم امام خمینی (ره) ؛ دو دوره رئیس مجلس ایران بوده است؛ هم اکنون هم به عنوان یک نامزد ریاست جمهوری با تأیید شورایی نگهبان آمده به میدان. آیا یک چنین آمدم سزاوار توهین است ؟
آری ! پیروان احمدی نژاد، در همان انتخابات اول ایشان زمینه توهین به علماء بزرگ را فراهم کرده بودند و تا امروز که خودم به وضوح به چشمم دیدم، که ایکاش به مراسم امام شرکت نه کرده بودم، تا شاهد چنین صحنه اهمانت به یار امام نبودم.
2
هنگام ورود به جایگاه سخنرانی رهبری، تعدادی برگه های پخش می کرد. از جمله یک برگه آچار بود که علیه رفسنجانی نوشته شده بود که هاشمی رفسنجانی نمی گذارد احمدی نژاد رای بیاورد ! من این برگه را داشتم، هنوز نخوانده بودم که می خواستم بعد از ورود به جایگاه بخوانم. وقت که باز رسی اول دوم و سوم رد شدم در حین ورود به جایگاه یک آقای آمد کتاب کوچک را که در ماشین به ماداده در موضوع اهمیت انتخابات از منظر امام بود و آن کتاب در میان همان ورق پاره های علیه هاشمی رفسنجانی پیچیده شده بود، ازم گرفت و ورق پاره ها را دور انداخت و کتاب را پس داد گفت : بفرما ! و تعداد زیاد از ورق پاره ها را قبل از من هم از دست مردم گرفته آنجا انداخته بودند !!
3
یک طلبه ملبسی در ماشین ما بود که یکی دوبار خواست صلوات در حمایت از احمدی نژار بی گیرد که نچسپید. ولی بعدش ماشین از مسیر اصلی خارج شد و در ترافیک گیر کردیم و از بقیه ماشین های کاروان جدا شدیم، یک حاج آقا سید از طلاب خارجی حال آن طلبه ایرانی را گرفت که آقا صلوات های اختصاصی کار دست ما داد ...
بعد از اتمام مراسم هم این ماشین از کاروان عقب افتاد و بحث از مسائل انتخابات در گرفت و مسأله توهین به آقای کروبی را مطرح کردم که همان آقا سید روحانی رشته کلام را در دست و ممناظره احمدی نژاد با میرحسین مسوی را مطرح کرده گزینه های توضیح تحلیل کرد که حتی از همان طلبه ملبس اعتراف گرفت که مناظره احمدی نژاد در شان رئیس جمهوری مذهب تشیع نبود و مقایسه کرد با مناظره الگور رقبش که چه قدر باهم سیاست مدارانه و موادبانه در محور مسائل اصلی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی می چرخیدند و بدور از تعنه بازی های زنانه ...
بعد یک ساعت جرو بحث های سیاسی که طرفداران احمدی نژاد خیلی کم آورده بودند، تقریبا روی آورده بودند به بی طرفی، یک نفر طلبه و روحانی خارجی در آن ماشین پیدا نشد که از احمدی نژاد حمایت کند !!.
4
جهان بینی احمدی نژاد محدود است !
از روزی که تبلغات انتخابات ایران شروع شده است؛ یک حساسیت ویژه ای را من در میان طلاب و روحانیون خارجی در قم می بینم که در طول بیش از بیست سال حضورم در ایران، چنین حساسیت را از طلاب و روحانیون خارجی در ایران ندیده بودم !! با آن که میدانید ، هیچ خارجی و مهاجری در ایران حق رای را ندارند. برای همین هم طبیعی است که خارجی های موجود در ایران نسبت به روی کار آمدن این و آن کار نداشته باشند. نهایتش دعا می کردند که خدا وند کسی را روی کار بیاورد که به نفع اسلام و تشیع کار کند. ولی در این انتخابات هیچ طلبه و روحانی خارجی ای را تا امروز ندیده ام که به ادامه ریاست جمهوری احمدی نژاد راضی باشد ! همه طلاب و روحانیون خارجی موجود در قم را که بنده با آنها در این زمینه گفت و گو داشته ام می گویند : « هر که بیاد، بیاد، ولی خدا کند که احمدی نژاد نیاد » !!! لمش هم این است که ایشان تنگ نظر است و جهان بینی اش محدود به ایران و ایرانی است، تشیع را در مرزهای ایران محدود کرده است، و روز به روز هم این امر در حکومت ایشان پررنگ و پررنگتر می شود که برای ما در حمایت از تشیع در کشور های مان که اکثریت از برادران اهل سنت می باشند، مشکلاتی را ایجاد کرده است، تا آنجا که دفاع از تشیع، به مسابه دفاع از ایران قلمداد می شود، که امر برای شعیان غیر ایرانی بسیار خطر ناک، برای فعالیت های فرهنگی شان محدویت زا است !!.
5
امروز جمعه 15/3/88 در جمعی از طلاب و روحانیون خارجی بودم. ضمن تقبیح شیوه مناظره احمدنژاد با مهندس میر حسین مسوی ... یک روحانیی گفت : من دی شب در خیابان صفائیه یک ساعت معطل شدم، چون طرفداران مهندس مسوی و احمدی نژاد علیه هم شعار میدادند، به همین جهت خیابان بند آمده بود. نیروهای انتظامی مهندس مسوی را کتک می زدند! کمی که جلو تر به سمت حرم آمدم دیدم طرفداران احمدی نژاد علیه مهندس مسوی شعار می دهند نیروی انتظامی هیچ کارشان ندارند !! ...
6
همین امروز (جمعه 15/3/88) نزدیکی های اذان مغرب بود، از سمت شرقی خیابان نیروگاه میامدم به سمت میدان بیات، نزدیکی های میدان بیات سر یک کوچه دیدم شلوق است و چند تا نیروی انتظامی هم آنجا حضور دارد، از نیروهای انتظامی ترسیدم که مبادا به من بدبخت به عنوان افغانی گیر بی دهند، وارد دفتر تبلغات مهندس مسوی شدم که سر نفش بود، تا بو ببینم که وضعیت از چه قرار است ؟ از دفتر به آن طرف کوچه که نگاه کردم یک روحانی سید افغانستانی و چند نفر طلبه افغانی را دیدم که بدون لباس روحانیت در گوشه استاده نیروی انتظامی به آنها کار ندارند، رفتم پیش آنها از این شلوقی پرسیدم ... تا سر چهار راه میدان بیات با آن سید روحانیی افغانستانی هم مسیر شدم و صحبت های در باب انتخابات و احمدی نژاد شد... که ایشان هنگام خدا حافظی دست مرا گرفت و گفت : خدا وند به حق امام زمان (عجج) و آه شعیان مهاجر مظلومی افغانی ! هر که را روی کار می آورد بیاورد، ولی احمدی نژاد روی کار نیاورد ! از من هم خواست که دعا کنم که احمدی نژاد رای نیاورد ...
7
یک طلبه خارجی را دیدم که سخت علیه احمدی نژاد حرف می زد. گفتم : شما که حق رای ندارید، طرفداری و بی طرفی شده کلاهما سوا است؛ چرا این قدر سعی می کنی کسی به احمدی نژاد رای ندهند ؟ گفت : " احمدی نژاد تقولوا ما لاتفعلوا را به کمال خودش رسانده است" . گفتم : حاج آقا من عربی چندان سرم نمی شود، فارسی اش را بگو چه گفتی؟ گفتم : عدالت و مهربانی احمدی نژاد با عدالت و محبت اسلام مطابقت ندارد ! ... سخنش را قطع کردم و گفتم : حاج آقا می گویند؛ سخن من دون دلیل کاد ان یکن کفرا، ما هی دللک علی هذ الادعی ؟ گفت : تو که گفتی عربی نمی فهمی ! دستش برد توی جیب ساکش و هنگام فرو کردن دستش توی کیفش گفت : خوب شد که مدرکه را همراه خودم دارم ! یک نصفه ورق آچار را که دوتا شده بود از جیب ساکش در آورد و باز کرد که با خط نستعلیق نوشته شد که از نوشتن نامه ایشان تشکر کرده بود و نوید داده بود که از مجرایی قانونی اش دنبال می شو ... گفت : این نامه است که همانند این در دو نوبت تشریف آوری ایشان به قم به ایشان داده ام و امثال من هم نامه های داده اند ... ولی وقت با ما تماس گرفت که خارجی و افغانی هستیم، هیچ ترتیب اثری داده نشد که نشد ! من فکر کردم شاید نسبت به مسائل مطروحه من چنین برخورد شده است، لذا از کسانی که همراه من نامه داده بودند سراغ گرفتم، نامه همه ما به خاطر خارجی بودن مان بی پی گیری رها شده است !!.
8
امروز شنبه 16/3/88 صف دکتر بودم یک طلبه افریقایی را دیدم که عکس احمدی نژاد را رد کرد. ازش پرسیدم ایشان را دوست دارید ؟ گفت : آری! گفتم چرا؟ گفت : مسافرتهای در سنگال و و و داشته است . نسبت به جهان بینی احمدی نژاد و برخورد های بدی که دولت ایشان با مهاجرین افغانستانی داشت را توضیح دادم که در طول انقلاب دپلمه های مهاجر افغانی حق شرکت در کانکور داشت، ولی احمدی نژاد از ورود این شعیان مظلوم جلو گیری کرد و نسبت به طلاب ما بدترین محدویت ها را روا داشته است ... ایشان خیلی متعجب شده از این نوع برخود های دولت ایشان با شعیان افغانستان.