شرح مزجی اندر پیام "موج سوم" در باب "جامعه المصطفی (ص) العالمیه"

شرح مزجیه اندر پیام "موج سوم" در باب "جامعه المصطفی (ص) العالمیه"

«دوستان سلام » علیکوس سلام، همشهری"موج سومی" خوش کلام، چه خبرا از دو هوای یک بام! ؟

«نمی دانم تا چه اندازه با عنوان جامعه المصطفی (ص) العالمیه آشنای دارید ؟ » راستشو بخوای همشهری! آش، همان آش، کاسه همان، کاسه، فقط اسمش تغییر کرده.  «توضیح بیشتر  اینکه :» همشهری! آنچه که عیان است، چه نیاز به بیان. از نظر بهداشتی توضیح های تکراری برای، توضیح دان ضرر دارد. ممکن که دچار پارگی شود.

«جامعه المصطفی (ص) العالمیه  متولی طلاب غیر ایرانی است مدت زمانی زیاد نمی شود که تحت عنوان این نام فعالیت می کند . جامعه المصطفی (ص) العالمیه ترکیب یافته از دونهاد قدرمند قبلی است یکی بنام مرکز جهانی علوم اسلامی  دیگری سازمان مدارس حوزه های علیمه خارج از کشور.  بهرحال از چند سالی به این طرف تغییر و تحولات قابل توجه در این مرکز علمی روی داده که قابل توجه و ستایش می باشد .»

یک دوستی از دوستش پرسید : از فلانی چه خبر؟

- گفت : هیچی! ایشان حاجی شده است.

- فلانی حاجی شده! ؟

- بلی! خیلی زیاد هم حاجی شده است!!

- زیادی شو از کجا فهمیدی ؟

- آخر قبلاً فقط ربا می خورد، الان دگه مال یتیم هم می خورد!

- عجب! پس مار بود، اژدهار شد! ...  

«تدابیر جدید در برنامهای آموزشی داده شده و ما مدیریت منظم تر را شاهید هستیم.»  آری حتما سال آینده، نظاره گر بی طرف و بی شرف قطع بیمه طلاب آزاد غیر مرکزی خارج از جامعة المصطفی را خواهی بود ...  

«در نظام آموزشی جدا تحولات شان در خور ستایش است.» آری! دریا را که از دست دادیدیم، حالا مجبوریم به قطره اکتفاء کنیم ... آخر همشهری! مگر یادت رفته؟! همین دیروز بود که در سر تا سر افغانستان فریاد میزد: آی پشتون ها، تاجک ها، ازبک ها، هزاره ها ... بیایید کشور دوست روسیه کبیر تمام دانشگاهایش را در تمام رشته های علوم عصری بروی شما باز گذاشته ... من و ما و امثال شما با شعار مرگ بر شوری مدرسه و دانشگاهای روسیه را "نان و کلچه خر جدال" دانسته راهی ایران شدیم که علوم دینی تحصیل کنیم، حال تشکر می کنی از قطره ای که پیشتر دریا دریایش را از دست دادیم؟

خدا رحمت کناد یکی از بستگان ما دختر یک زنی متگدی را به عقد خودش در آورده بود. از قضاء بعد از عقد اوشان وضعی اقتصادی مرد بد شد؛ تا آنجای که دوغ را به عنوان قاتق نان شان از منازل همسایه ها می آورد؛ از بس که دوغ خورده بود، خسته شده به خانمش گفت : چیزی دیگه ای نیست؟ مادر زنش گفت : پسر جان دوغو کبر نکن اسپیدگیست! ... مرده عصبانی شد و کاسه دوغ را دور انداخت و چپ کرد و گفت : لعنت به این اسپیدگی! تا دیروز که از خودمان مشک، مشک بود، می گفتید : این دوغ ترشه کی می خوره! حالا که مال مردم را با منت میاورید، کبر نکنم که شده «اسپیدگي» .

« و بعد از طی دروس عمومی حوزه ، رشته های دانشگاهی و  تخصصی در علوم انسانی در همه رشته ها  فعال است و تا کار شناسی ارشد تدریس می شود» امروز پنج سال است که از برگذاری دروس تخصصی علوم انسانی می گذرد، برای احدی مدرک کارشناسی اش داده نشده، تا چه رسد به ارشدش! اصلاً  مدرک کارشناسی ارشد فقه اصول هنوز اندر مسیر تصویب قرار دارد که معلوم نیست از آن سفر کرده چه خبر؟ برای همین احدی قیافه کارشناسی ارشد فقه و معارف را به چشم ندیده اند!!

« امروزه خوشبختانه در رشتهای مختلف دانشگاهی در سطح کارشناسی ارشد فارغ تحصیلان زیاد داریم».  از آنجای که بحمد الله تمام مسائل و مشکلات طلاب خارجی آزاد (یعنی طلاب که در مرکز یاهمان جامعة المصطفی، پرونده ندارند) و برده (یعنی طلاب که تو آن مرکز پرونده دارند) حل شده، و هیچ گونه تبعیض و تعصب، در و دیواری میان طلاب خارجی داخلی وجود ندارد، تا چه رسد تبعیض تعصب میان طلاب خارجی کشورهای مختلف ، چه آزاد، چه برده ، «موج سوم» از بس بی خبری بخاطر آن که بلاگش نماند خالی ، میرود تو یک ولگردی هایی! بینید و بخانید، جالبه نه؟!

در کنار آنها رشته ورزشی هم به شکل روز افزون گسترش یافته که سالانه تقریبا یکی دوبار مسابقه ورزشی را برگذار می کند.

این روز ها سومین  المپیاد ورزشی در حال برگذاری است که  اکثر رشته ورزشی تیمهای را برای مسابقه معرفی کردند .

والیبال یک از رشته های است که در حال بر گذاری است . والیبالیست ها هفت تیم را از شهر های مختلف برای حضور در این المپیاد معرفی کرده و به دو گروه تقسیم شده اند.

گروه اول : 1- حجتیه  2 -  علوم انسانی 3 - مشهد

گروه دوم : 1 -  فقه اصول  2 - اصفهان  3 - مدرسه امام  4 - گرگان

امروز سومین  و آخرین روز برگذاری مسابقه ها بود دو روز گذشته با رقابت فشرده که در میان تیم ها شرکت کننده وجود داشته  تیم های مشهد گرگان  اصفهان در مقابل حریف های خود از ادامه بازی باز ماند  تا راه رقابت تنگ تر برای دیگر حریفان بیش از پیش آماده تر گردد .

تیم مدرسه عالی فقه و معارف اسلامی یا تیم حجتیه که برای اول شدن به میدان رفته بود و با توجه با افراد با سابقه وبا تجربه که در این تیم وجود دارد فکر می کنم کمتر کسی باشد که در اول شدنش شکی داشته باشد . خلاصه این تیم با این همه خصوصیت  در روز اول بازی ، بازی را به تیم حریف واگذار می کند در نتیجه در روز آخر به جایگاه سوم قرار می گیرد.  مقام دوم را فقه اصول به خود اختصاص داد علوم انسانی خود را به سکوی نخست رساند تا هم چنان برای قهرمانی های دیگر آماده باشند .

این تحولات را بعضی ها از آن اتفاق های عجیب غریب پیش بینی نشده صحنه های ورزشی می داند ولی اگر از انصاف  نگذریم نمی شود همه ناکامی ها را به کردن شانس تقدیر اتفاق زبان بسته گذاشت  دوستان هم تیمی ما باید تدابیر جدی تری را بیندیشند تا در آینده شاهد چنین صحنه های نباشیم .  منتظر عکسهای مراسم اختتامیه هم باشید. 

نگاه و نظر

نمایی مدیریت عالمانه و عادلان یک نسل ونیم مرکزجهانی علوم اسلامی

 

 

 

این دو عکس از یک نوع صنفند ها!
در یک کشورند ها!
حتی زیر نظر مدیریت یک نهاد سردوانده سر گردانده می شوند ها!


بگذارید راست درست و بدون کش و کال، مقدمه و قیل و قال بگم، وقت ندارم، پول کافی نیت را ممکن نتوانم بدم بقیه شرح و توضیح برای بعدا !

این ها هم از همان صنف عکس بالاست و لی نه آزاده
این دو تصویر نما و ثمره و نتیجه ای

 یک نسل و نیمی مدیریت عالمانه

 و عادلانه ای بخش مدیریت خارجی

 حوزه علمیه قم

"مرکزجهانی علوم اسلامی "

می باشد!!!.

 

قربانیی بزرگ تقرب

 نفس اماره بالسؤقربانیی بزرگ تقرب                                                                                                  

عید آمد و عید آمد، عید سرخ قربان    *  این  روز سبز امید، مبارک مسلمان

صد سلام و درود، بی حساب و حدود  * دسته، دسته، قوده، قوده، بر شما دوستان

گرچه زهم دور کرده، ما را جبر زمانه    *  بعدی مکان ندارد، عشق و مهر یاران

نیت کردم قربانی، با جیب چَک(پاره) و خالی * دل گفت نهانی، بی کوش تو نفس شیطان

گردن بزن باقدرت، کبر و غرور نخوت     *  قربانیی بزرگیست، در قرب حی سبحان

خدای لطف و رحمت، نیاز نداره لحمت *  جز کشتن منیت، از ما نخواسته قربان

رضا ضعیف و تنها، ای خدای یکتا       *  از تو امید دارد، لطف و کرم فراوان

*****

سلام، سلام، از آن سلامهای سبز و گرمی بهاری، از کویر خشک و خشن و سرد و دو فصلیی قم!. دوستان! درست است که، این سرزمین سرد و خشک خشین می نماید، بحمد الله هستند قبلهای سبز و مهربانی که این سر زمین خشک و برحم را با وجود مردمان ترک و خشن آن؛ حتی باوجود این سه مثلث شوم خشونت: مرکز جهانی ، شورایی افغانه ، نیروی انتظامی ، باز هم مهربان کرده است. خیلی مهربان تر از اصفهان و تهران!.

دوستان! میدانید نامهربان ترین نقطه ایران در کجای آن واقع شده است ؟

... آری! درست حدس زدید، تو همین تهران است، تهران!. نه تمام تهران، منطقه خشک و خشین است مثل قم؛ اما سبزی، سبز! از برکت دستان زنان و مردان سخت کوش و مظلوم و ستم کشخانه مردگانیده ای مهاجر افغان. این دیار از بس که نا مهربان است، برای همان در آنجا "خانه مردگان"(منظور؛ اوردگاه ورامین) بنا نهاده شده است!. این دیار آن قدر نا مهربان است که خر را به جرم گران بودن گوشت گاب سر می برند! ... زن وقت شوهرش را باکمال بی وفایی و برحمی به قتل میرساند، با همکاری دوست نامشروعش مثل هندوها، جنازه اش را در بیابان آتش میزند! ... سرکارخانم! در دادگاه با کمال بی شرمی قانون شریعت و حکومت را، علیه خودش توهین محسوب می کند!.

پیری روشن ضمیر و جهان دیده ای به فرزند دلبندش گفت :

بیا که بر تو وصیت کنم فرزند خلف * دنیا خواهی هند رو، عقبی نجف * ورنه خار و ورامین رو که هر دو شود تلف!

باری! قم با وجود آن سه مثلث خشونت و نامهربانی، قمی های اصیل، مردمان با اصل و نسب مهربانی است. قمی های اصیل از مهربانی های شان آن قدر زود شناخته می شوند که گویا همه از نسل و نژاد ابن بابویه هستند.

دوستان! اگر از من بی پرسید که کدام یک ضلع آن مثلث نامهربانی در قم، بلند تر از دو تای دگرش هست؟ می گویم "مرکزجهانی علوم اسلامی" !. به دو دلیل : 1 ) تمام مسئولان بلند پایه ای بی ... شان غیر قمی هستند؛ 2 ) یکی از طلاب خارجیی معتکف در قنوت نمازش می خواند :

« الهم انی اسئلک العفو و العافیه، الامن و الایمان، النجاة من شرارالناس سیما من شر کمیته انضباطی مرکزجهانی!! ... » .

* آری! درست است، نوشتن از آن مثلث کاری خطر ناکیست. اما کارت از استخوانم گذشته، دگر چیزی برای از دست دادن ندارم، تا بترسم ... .